سلام خدا جون
بازم یه امتحان دیگه در اوج امید و توکل به خودت
نمی دونم حکمت این امتحانت چیه معناش و نمی فهمم . هنوز کامل نفهمیدم که چه اتفاقی افتاده اما
چون که شناختمت و باورت دارم نگران نیستم ته تهش اینه که حکمتت بر این تعلق نگیره که بعید می دونم چون همیشه گفتی بنده من از من بخواه تا اجابت کنم . منم خوندمت با تمام وجود خودت می دونی چی میخوام ازت و گفتی تلاش کن و من هم دارم تلاش میکنم . اما امروز با تمام باورم یه سنگ جلو پام افتاد نمی دونم سنگه یا سنگ ریزه که به راحتی با پام به کناری بزنمش هر چی که هست باعث نمی شه امیدم از تو قطع بشه و تا تو هستی هر سنگی و هر کوهی سنگ ریزه است که با نیروی رحمت و بزرگواری تو به کناری میره . پس باز هم توکلم بر توست . و تو کل این مسیر خودم و به دستای توانات می سپرم . و توکل میکنم به تو که بهترین کسی هستی که یک انسان می تونه دلخوشش باشه .



+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر ۱۳۹۵ساعت 9:23  توسط ترنم احساس |
من و تنهایی ام ...